اختلالات خوردن

اختلال خوردن برحسب آشفتگي شديد در رفتار خوردن مشخص مي شود. اين اختلال مشتمل بر دو تشخيص بي اشتهايي عصبي و پرخوري عصبي است. بي اشتهايي عصبي برحسب خودداري از حفظ كمترين وزن بهنجار بدن مشخص مي شود. پرخوري عصبي برحسب دوره هاي مكرر خوردن با ولع و به دنبال آن رفتارهاي جبراني نامناسب مانند استفراغ عمدي، مصرف نابجاي داروهاي ملين يا ساير داروها، روزه داري يا ورزش مفرط مشخص مي شود. آشفتگي در درك شكل و وزن بدن ويژگي اصلي بي اشتهايي عصبي و پرخوري عصبي است.

الف ) - بي اشتهايي عصبي ( آنوركسيا يا فقدان اشتها ) Anorexia neruosa


وجه مشخص بي اشتهايي عصبي عبارت است از: رفتار ارادي و هدفمند جهت از دست دادن وزن، كاهش وزن، اشتغال ذهني به وزن بدن و غذا، الگوهاي خاص و عجيب غذايي، ترس شديد از افزايش وزن، اختلال تصوير بدن و قطع قاعدگي (آمنوره).
حدود نيمي از مبتلايان به علت كاهش شديد مصرف غذا دچار كاهش وزن مي شوند و برخي از آنها برنامه هاي ورزشي سختي انجام مي دهند. نيم ديگر بيماران رژيم غذايي سختگيرانه اي براي خود تنظيم مي كنند ولي كنترل خود را از دست مي دهند، پرخوري مي كنند، سپس رفتارهاي پاكسازي (Purgiig) از خود نشان مي دهند. برخي بيماران حتي پس از خوردن مقادير اندك غذا نيز پاكسازي مي كنند.
بي اشتهايي عصبي اختلالي تعريف شده است كه در آن فرد از حفظ حداقل وزن طبيعي امتناع مي كند، شديداً از افزايش وزن مي ترسد، به ميزان زيادي در مورد بدن خود و شكل آن برداشت هاي اشتباه دارد.
اصطلاح بي اشتهايي عصبي گمراه كننده است زيرا فقدان اشتها بندرت در مراحل اوليه اين اختلال روي مي دهد بلكه به دليل اختلال عميق در تصوير بدني است كه فرد بي وقفه در پي لاغري است و بدين منظور تا مرحله گرسنگي كشيدن نيز پيش مي رود.
اين اختلال دهها سال است كه شناسايي شده است و در افراد مختلف با همساني چشمگيري توصيف شده است. بي اشتهايي عصبي در زنان شايعتر از مردان است و معمولاً در نوجواني آغاز مي شود.
در همه مبتلايان ترس شديد از افزايش وزن و چاقي وجود دارد كه بي ترديد در عدم تمايل آنها به درمان يا مقاومت در مقابل آن نقش دارد. اكثر رفتارهاي غيرعادي معطوف به كاهش وزن در خفا صورت مي گيرد. بيمار غالباً از خوردن غذا با افراد خانواده يا در اماكن عمومي امتناع مي كند. اين افراد با كاهش شديد غذاي مصرفي به خصوص كاهش غيرمتناسب در غذاهاي چرب و با كربوهيدرات بالا، وزن خود را كاهش مي دهند.
همان طور كه قبلاً اشاره شد، اصطلاح بي اشتهايي نامگذاري غلطي است زيرا فقدان اشتها معمولاً تا اواخر اختلال پديده نادري است. علاقه زياد بيمار به جمع آوري دستورالعمل آشپزي و آماده سازي غذاهاي مفصل براي ديگران نشانه اينست كه فرد مدام به خوردن مي انديشد. برخي قادر به كنترل دائمي محدوديت داوطلبانه غذايي نبوده و دوره هاي پرخوري دارند. اين پرخوري ها اغلب مخفيانه و در شب انجام مي شوند. بيمار معمولاً پس از هر پرخوري استفراغ عمدي مي كند، جهت كاهش وزن از مسهل و داروهاي مدر استفاده مي كند. تمرين هاي تشريفاتي، دوچرخه سواري وسيع، قدم زدن، دويدن از فعاليت هاي معمول اين بيماران است.
مبتلايان درمورد غذا رفتارهاي خاصي نشان مي دهند. مثلاً در تمام قسمتهاي خانه انواع غذاها را پنهان مي كنند، هميشه در جيب و كيفشان مقدار زيادي شكلات و شيريني دارند. هنگام غذا سعي دارند آن را در دستمال سفره بريزند يا در جيبشان پنهان كنند. گوشت را به قطعات بسيار كوچك تقسيم مي كنند و زمان زيادي را صرف مرتب چيدن اين قطعات در بشقاب مي كنند. اگر به رفتار عجيب آنها در اين موارد اشاره شود، منكر غيرعادي بودن آن شده يا خيلي سطحي از بحث درمورد آن طفره مي روند.

روشهای درمان بیماری

بستري كردن
باتوجه به نقش عوامل پيچيده روان شناختي و طبي در بي اشتهايي عصبي يك طرح درماني جامع توصيه مي شود كه شامل بستري كردن در بيمارستان و درصورت لزوم درمان خانوادگي و فردي است. رويكردهاي رفتاري، شناختي، بين فردي و در برخي موارد تجويز دارو بايد مدنظر باشد.

ب) - جوع عصبي يا پرخوري رواني


جوع ( bulimia ) اصطلاحي است به معناي پرخوري و تعريف آن عبارت است از: خوردن غذاي بيشتري از آن چه كه افراد در شرايط و مدت مشابه مي خورند و با احساس قوي از دست دادن كنترل همراه است. اگر پُرخوري در افرادي روي دهد كه داراي وزن طبيعي يا اضافه وزن و شديداً نگران شكل و وزن بدن خود هستند و به صورت منظم رفتارهايي را براي مقابله با جذب كالريهاي وارد شده به بدن درحين پُرخوري انجام مي دهند، اين شكل از پرخوري اختلالي است كه با عنوان جوع عصبي شناخته مي شود.

جوع عصبي نوعي پُرخوري توصيف شده است كه با روش هاي نامتناسب جلوگيري از افزايش وزن همراه مي باشد. دوره هاي تكرار شونده جوع عصبي كه شايعتر از بي اشتهايي عصبي است، با احساس از دست دادن كنترل همراه مي باشد. مزاحمت اجتماعي يا ناراحتي جسماني- يعني درد شكمي يا تهوع- پرخوري را خاتمه مي دهد و اغلب پس از خاتمه پرخوري شخص دُچار احساس گناه، افسردگي يا نفرت از خود مي شود. افراد مبتلا به جوع عصبي همچنين براي جلوگيري از افزايش وزن به رفتارهاي جبراني عود كننده اي نظير پاكسازي (استفراغ عمدي، استفاده مكرر از مسهل يا مدر)، روزه گرفتن يا ورزش مفرط مي پردازند. برخلاف مبتلايان بي اشتهايي عصبي، اين بيماران ممكن است وزن طبيعي خود را حفظ كنند.

جوع عصبي شايعتر از بي اشتهايي عصبي است. تخمين هاي شيوع اين اختلال بين ۱ تا ۳ درصد در زن هاي جوان است. همچون بي اشتهايي عصبي، جوع عصبي نيز در زنان شايعتر از مردان است ولي سن شروع آن در دوره نوجواني ديرتر از سن شروع بي اشتهايي عصبي است. ميزان بروز اين اختلال در مردان يك دهم زنان است. اين اختلال حتي ممكن است در اوايل جواني آغاز شود. نشانه هاي گاه به گاه بروز جوع عصبي نظير دوره هاي منفرد پرخوري با پاكسازي در بين ۴۰ درصد زنان دانشجو گزارش شده است. خصوصيات اصلي جوع عصبي عبارتند از: دوره هاي تكرار شونده پرخوري، احساس فقدان كنترل بر خوردن درحين پرخوري، استفراغ عمدي و سوء مصرف داروهاي ملين يا مدر، روزه داري يا ورزش هاي افراطي براي پيشگيري از افزايش وزن و ارزيابي مداوم خويشتن كه تحت تاثير شديد شكل و وزن بدن است. پرخوري معمولاً تا حدود يك سال پيش از اقدام به استفراغ شروع مي شود.
استفراغ يافته شايعي است كه معمولاً با وارد كردن انگشت در حلق ايجاد مي شود، هرچند برخي بيماران مي توانند به طور ارادي استفراغ كنند. استفراغ، درد شكمي و احساس نفخ را برطرف مي كند و اجازه مي دهد كه بيمار بدون ترس از چاق شدن به پرخوري ادامه دهد. افسردگي غالباً پس از اين دوره ها فرا مي رسد و به ‹‹ دلتنگي پس از پرخوري ›› معروف است. ضمن اين دوره هاي پرخوري بيمار از مواد شيرين، پُركالري و نرم مثل كيك يا كلوچه استفاده مي كند. بعضي بيماران بدون توجه به مزه غذا علاقه به غذاهاي پُرحجم دارند. غذاها مخفيانه و سريع خورده مي شوند و گاهي خوب جويده نمي شوند.
بيشتر بيماران مبتلا به جوع عصبي وزن طبيعي دارند ولي وزن برخي از آنها ممكن است بالاتر يا پايين تر از حد طبيعي باشد. اين بيماران درمورد اينكه درنظر ديگران چگونه جلوه مي كنند و نيز جذابيت جنسي، تصوير بدني و ظاهر خود نگران هستند. در مقايسه با مبتلايان به بي اشتهايي عصبي كه علاقه اي به روابط جنسي ندارند، اين بيماران از لحاظ جنسي فعالند. گاهي در سابقه بيماران مبتلا به جوع عصبي خاك خوري (پيكا) و كشمكش درحين صرف غذا ديده مي شود.

روشهای درمان بیماری

روان درماني
برخي بيماران چاق مبتلا به جوع عصبي كه تحت روان درماني طولاني مدت قرار گرفته اند، به طور شگفت آوري بهبود مي يابند.

بستري كردن
اكثر بيماران مبتلا به جوع عصبي بدون عارضه، نيازي به بستري شدن ندارند. در برخي موارد كه پُرخوري خارج از كنترل و درمان سرپايي مؤثر نيست يا علايم رواني ديگري مانند ميل به خودكشي و سوء مصرف مواد در بيمار وجود دارد، نيز در موارد پاكسازي شديد كه به اختلالات شديد الكترونيك و متابوليك مي انجامد، بستري كردن بيمار ضرورت مي يابد.