اختلالات وابسته به مواد

الف ) - اختلالات وابسته به آمفتامين ( شبه آمفتامين )


آمفتامين هاي قابل وصول عمده در ايالات متحده عبارتند از:
دكستروآمفتامين (dexedrine)، متامفتامين (desoxyn)، نمك مخلوط دكستروآمفتامين-آمفتامين(adderall) و متيل فنديت (ritalin).
اين داروها اسامي خياباني نظير كريستال، يخ، كريستال مت و سرعت (speed)دارند. به عنوان يك طبقه كلي آمفتامين ها را مقلدهاي سمپاتيك، محرك ها و محرك هاي رواني هم مي نامند. آمفتامين هاي تيپيك براي بالابردن عملكرد و ايجاد احساس سرخوشي مصرف مي شوند. محصليني كه براي امتحانات آماده مي شوند، رانندگان كاميون در سفرهاي طولاني، بازرگاناني كه موعدهاي مقرر مهم پيش رو دارند و ورزشكاران به هنگام مسابقه از جمله مصرف كننده آمفتامين ها هستند.
وابستگي به آمفتامين مي تواند موجب نزول سريع توانايي هاي شخصي براي مدارا با تعهدات و استرس هاي شغلي و خانوادگي شود. شخصي كه به سوءمصرف آمفتامين مي پردازد براي رسيدن به نشئه ممعمول ناچار است مقادير فزاينده اي از اين دارو را مصرف كند و علايم جسمي سوءمصرف آمفتامين (مثلا كاهش وزن و افكار پارانوئيد) تقريباً همواره با سوءمصرف مستمر پديد مي آيد.

ملاك هاي تشخيصي DSM-IV-TR براي مسموميت با آمفتامين عبارتند از:
الف) مصرف اخير آمفتامين يا مواد وابسته (مانند متيل فنديت)
ب ) تغييرات روانشناختي يا رفتاري غيرانطباقي كه از لحاظ باليني قابل توجه است (مانند سرخوشي يا كندي عاطفه، تغييراتي در ميزان معاشرت با ديگران، گوش به زنگي، حساسيت بين فردي، اضطراب و تنش يا خشم، رفتارهاي قالبي، اختلال قضاوت يا اختلال عملكرد اجتماعي يا شغلي) و اين تغييرات درخلال مصرف آمفتامين (يا مواد وابسته به آن) يا كمي بعد از آن بروز مي كند.
پ) بروز دو يا چند علامت از علايم زير درخلال مصرف آمفتامين (يا مواد وابسته به آن) يا كمي بعد از آن:
۱- تاكي كاردي يا برادي كاردي
۲- اتساع مردمك
۳- افزايش يا كاهش فشارخون
۴- تعريق يا احساس سرما
۵- تهوع يا استفراغ
۶- شواهد كاهش وزن
۷- سرآسيمگي يا كندي رواني-حركتي
۸- ضعف عضلاني، ضعف تنفسي، درد قفسه سينه يا آريتمي هاي قبلي
۹- اغتشاش شعور، حملات تشنج، اختلال حركتي، ديستوني يا اغما
ت) علايم ناشي از يك بيماري طبي عمومي نبوده و يك اختلال رواني ديگر توضيح بهتري براي آنها نيست.

ملاك هاي تشخيصي DSM-IV-TR براي ترك آمفتامين
الف) قطع يا كاهش مصرف طولاني و افراطي آمفتامين ( يا يك ماده وابسته به آن)
ب ) خلق ملالت بار و وجود دو يا چند مورد از تغييرات فيزيولوژيك زير كه ظرف چند ساعت تا چند روز پس از ملال الف بروز مي كنند:
۱- خستگي
۲- روياهاي ناخوشايند و روشن
۳- بي خوابي يا پرخوابي
۴- افزايش اشتها
۵- سرآسيمگي يا كندي رواني حركتي
پ) نشانه هاي مندرج در ملاك ب ناراحتي قابل ملاحظه باليني ايجاد كرده يا موجب تخريب عملكرد اجتماعي، شغلي يا ساير زمينه هاي مهم كاركردي مي شوند.
ت ) علايم ناشي از يك بيماري طبي عمومي نبوده و يك اختلال رواني ديگر توضيح بهتري براي آن نيست.

روشهای درمان بیماری

پرهيز و حمايت
در درمان اختلالات وابسته به آمفتامين يا شبه آمفتامين كمك به بيمار براي پرهيز از دارو كه كيفيت تقويت كننده قوي داشته و ميل شديد ايجاد مي كند، دشوار است. معمولاً براي دستيابي به پرهيز پايدار بستري كردن و استفاده از چندين روش درماني (روان درماني انفرادي، خانوادگي و گروهي) ضروري است. درمان اختلالات اختصاصي وابسته به آمفتامين (نظير اختلال سايكوتيك ناشي از آمفتامين) با داروهاي اختصاصي (نظير داروهاي ضد جنون و داروهاي ضداضطراب) ممكن است براي مدتي كوتاه ضروري باشد.



ب ) - اختلالات وابسته به كافئين




كافئين، معمولاً به صورت قهوه يا چاي، رايج ترين ماده روانگردان در ممالك غربي است. در امريكاي شمالي حدود ۸۰ درصد از بالغين به طور مرتب نوشيني هاي حاوي كافئين مصرف مي كنند. درسراسر جهان مصرف كافئين كاملاً در رسوم فرهنگي روزمره ادغام شده است (مانند وقت قهوه در آمريكا يا زمان چاي در انگلستان و جويدن جوزكالا در نيجريه). از آن جا كه مصرف كافئين تا اين حد فراگير بوده و مقبوليت وسيعي دارد، ممكن است اختلالات مربوط به مصرف كافئين ناديده گرفته شود. با اين حال بايد دانست كه كافئين يك تركيب محرك رواني است و مي تواند انواع مختلفي از سندرمها را ايجاد كند.

مسموميت با كافئين:
نشانه هاي شايع مربوط به مسموميت با كافئين عبارتند از اضطراب، سرآسيمگي رواني- حركتي، بي قراري، تحريك پذيري و شكايات رواني فيزيولوژيك نظير پيچش عضلاني، صورت برافروخته، تهوع، ديورز، ناراحتي معدي- روده اي، تعريق مفرط، احساس مورمورشدن در انگشتان دست و پا و بي خوابي، مصرف بيش از ۱ گرم كافئين مي تواند موجب تكلم بي ربط، تفكر مغشوش، آريتمي هاي قلبي، خستگي ناپذيري، سرآسيمگي بارز، وزوز گوش و توهمات بينايي خفيف (جرقه هاي نوراني) شود. مصرف بيش از ۱۰ گرم كافئين ممكن است سبب بروز تشنج تونيك- كلونيك منتشر، نارسايي تنفسي و مرگ شود.

ملاك هاي DSM-IV-TR براي ترك كافئين:
ظهور علايم ترك نشان دهنده تحمل و وابستگي فيزيولوژيك است كه در نتيجه مصرف مستمر كافئين ايجاد مي شود. چندين مطالعه همه گيري شناسي حاكي است كه در ۵۰ تا ۷۵ درصد افراد مصرف كننده كافئين نشانه هاي ترك كافئين بروز مي كند. شايعترين علايم عبارتند از: سردرد و خستگي، ساير علايم شامل موارد زير است: اضطراب، تحريك پذيري، نشانه هاي افسردگي خفيف، اختلال عملكرد رواني- حركتي، تهوع، استفراغ، ميل شديد براي كافئين و درد و سفتي عضلاني. تعداد و شدت نشانه هاي ترك با ميزان كافئين مصرفي و ميزان ناگهاني بودن ترك رابطه دارد. نشانه هاي ترك كافئين ۱۲ تا ۲۴ ساعت پس از آخرين دوز شروع مي شوند، طي ۲۴ تا ۴۸ ساعت به اوج خود رسيده و ظرف يك هفته برطرف مي شوند.

روشهای درمان بیماری

پرهيز و حمايت
داروهاي ضد درد نظير آسپرين تقريباً همواره براي كنترل سردرد و دردهاي عضلاني همراه با ترك كافئين كفايت مي كنند. به ندرت بيماران براي تخفيف نشانه هاي ترك به بنزوديازپين ها نياز دارند. نخستين مرحله كاهش يا حذف كافئين اين است كه بيمار ميزان مصرف روزانه كافئين را مشخص كند. بيمار بايد تمامي منابع كافئين در رژيم غذايي و از جمله اشكال مختلف كافيئن (مانند نوشابه ها يا داروهاي حاوي كافئين) را شناسايي كند و با دقت ميزان مصرف آنها را ثبت نمايد. بيمار و بالينگر بايد درمورد برنامه اي براي كاهش مصرف كافئين تصميم بگيرند. در اين برنامه هرچند روز يك بار ميزان مصرف ۱۰ درصد كاهش مي يابد. از آن جا كه كافئين اصولاً به صورت نوشيدني مصرف مي شود، بيمار مي تواند به تدريج نوشابه هاي غيركافئيني را جايگزين نوشيدني هاي كافئين دار كند. درطول اين دوره ثبت ميزان مصرف بايستي ادامه يابد به طوري كه سرعت كاهش مصرف كافئين درحدي باشد كه نشانه هاي ترك تقليل يابد. بيمار بايد از قطع ناگهاني مصرف كافئين خودداري كند زيرا در چنين حالتي احتمال بروز نشانه هاي ترك وجود دارد.



ج ) - اختلالات وابسته به الكل و سوء مصرف الكل


نياز به مصرف روزانه مقادير زيادي الكل براي دستيابي به عملكرد كافي، الگوي منظم مصرف افراطي الكل محدود به روزهاي آخر هفته و دوره هاي طولاني پرهيز كه در فواصل آنها به مدت چند هفته تا چندماه افراط در مصرف الكل صورت مي گيرد همگي قوياً حاكي از وجود وابستگي به الكل و سوءمصرف الكل است. الگوهاي مصرف الكل اغلب با رفتارهاي خاصي همراهند:
ا) ناتواني براي قطع يا كاهش مصرف
۲)تلاش مكرر براي كنترل يا كاهش افراط در مصرف الكل از طريق دوره هاي پرهيز موقت يا محدود كردن مصرف الكل به اوقات خاصي از روز
۳) ميگساري (مستي مستمر در تمام طول روز حداقل به مدت ۲ روز)
۴) مصرف گاه به گاه يك پنجم گالن مشروب تقطيري (يا معادل آن شراب يا آبجو)
۵)دوره هاي فراموشي براي رويدادهايي كه در جريان مستي روي داده اند (دوره هاي فراموشي الكلي)
۶) ادامه مصرف الكل عليرغم اختلال جسمي جدي كه شخص مي داند مصرف الكل آن را تشديد مي كند.
۷) نوشيدن الكل غيرخوراكي، نظير سوخت و محصولات صنعتي حاوي الكل. به علاوه افراد دچار سوءمصرف و وابستگي به الكل به علت مصرف الكل در عملكرد شغلي يا اجتماعي دچار اختلال هستند، نظير خشونت ضمن مستي، غيبت از كار، از دست دادن شغل، مشكلات قانوني (مثلاً دستگير شدن به دليل رفتار مستانه و تصادف رانندگي ضمن مستي) و مشاجره و اختلاف با اعضاي خانواده و دوستان به علت مصرف زياد الكل.

روشهای درمان بیماری

پرهيز و حمايت
درمان فرد الكلي پس از تشخيص شامل سه مرحله است: مداخله، سم زدايي و بازپروري ۱- مداخله: هدف اين مرحله كه مواجهه نيز ناميده مي شود، غلبه بر احساسات انكار و كمك به بيمار براي شناسايي پيامدهاي نامطلوبي است كه احتمالاً درصورت عدم درمان بروز خواهند كرد. مداخله فرايندي است كه با هدف افزايش انگيزش درمان و تداوم پرهيز انجام مي شود. ۲- سم زدايي: نخستين مرحله اساسي سم زدايي، معاينه كامل است. درصورت فقدان يك اختلال طبي جدي يا سوءمصرف ماده اي ديگر، احتمال بروز سندرم شديد ترك الكل اندك است. مرحله دوم سم زدايي عبارت است از: استراحت، تغذيه كافي، ويتامين هاي مختلف و به خصوص انواع حاوي تيامين. ۳- بازپروري: در اكثر بيماران بازپروري داراي سه بخش عمده است، ۱) تلاشهاي مداوم براي افزايش انگيزه ترك و حفظ انگيزه درحد بالا ۲) كمك به بيمار براي سازگاري مجدد با شيوه زندگي عاري از الكل ۳) پيشگيري از عود.



د ) - اختلالات وابسته به حشيش


گياه شاهدانه هندي كه بوته شاهدانه ناميده مي شود از چهارهزار سال پيش در آسياي مركزي و چين شناخته شده بود. شاهدانه گياهي مقاوم و معطر با رشد ساليانه است. مواد فعال زيستي مشتق از آن، روي هم رفته حشيش (canabis)ناميده مي شوند.
طبق اكثر برآوردها حشيش رايج ترين ماده غيرقانوني مورد مصرف در جهان است. قوي ترين انواع حشيش از سرشاخه هاي گلدار گياه يا از ترشح رزيني قهوه اي مايل به سياه خشك شده برگ هاي آن كه hash يا hashish ناميده مي شود، به دست مي آيد. بوته شاهدانه را معمولاً مي برند، خشك مي كنند، خرد كرده و داخل سيگار (كه معمولاً سيگاري joints ناميده مي شود) ريخته و آن را دود مي كنند.
اسامي رايج حشيش عبارتند از: ماري جوانا، علف (grass)، جام(pot)، علف هرز(weed)، چاي(tea)و مري جين(Mary Jane)و....
نام هاي ديگر حشيش كه انواع آن با قدرت هاي متفاوت را توصيف مي كنند عبارتند از: شاهدانه، چاسرا(chasra)، نبگ، گانجا(ganja)، داگاوسين سميلا(sinsemilla).
شايع ترين اثرات جسماني حشيش اتساع عروق خوني ملتحمه چشم (قرمزي چشم) و تاكي كاردي خفيف است. در دوزهاي بالا افت فشارخون وضعيتي ممكن است بروز كند. افزايش اشتها (كه اغلب اشتهاي گاوي ناميده مي شود) و خشكي دهان اثرات شايع ديگر مسموميت با حشيش هستند.
جدي ترين عوارض احتمالي حشيش از همان هيدروكربن هاي سرطان زاي ناشي مي شود كه در توتون معمولي نيز وجود دارند و شواهدي وجود دارد كه مصرف كننده هاي افراطي حشيش درمعرض خطر بيماري مزمن تنفسي و سرطان ريه قرار دارند. روش تدخين سيگارهاي حاوي حشيش تا ته سيگار، جذب ماده به خصوص قطران (tar) را افزايش مي دهد.
مسموميت با حشيش اغلب حساسيت مصرف كننده را نسبت به محركهاي بيروني بالا مي برد، جزئيات تازه اي را آشكار مي كند، رنگ ها را غني تر و عميق تر از گذشته مي نماياند و درك ذهني زمان را كُند مي كند. در دوزهاي بالا مصرف كنندگان ممكن است احساس مَسخ شخصيت و مَسخ واقعيت پيدا كنند. مهارت هاي حركتي با مصرف حشيش مختل مي شود و اختلال مهارت هاي حركتي تا پس از رفع اثرات ذهني و نشئه آور ادامه مي يابد. ۸ تا ۱۲ ساعت پس از مصرف حشيش اختلال مهارت هاي حركتي در رانندگي با وسايط نقليه و ساير ماشين آلات تداخل مي كند. به علاوه اين اثرات به اثر الكل كه معمولاً توام با حشيش مصرف مي شود افزوده مي گردد.  

روشهای درمان بیماری

پرهيز و حمايت
پرهيز از طريق مداخله مستقيم نظير بستري كردن يا كنترل دقيق به طور سرپايي با استفاده از غربالگري ادراري دارو (كه وجود حشيش را تا ۴ هفته پس از مصرف نيز نشان مي دهد) صورت مي گيرد. حمايت از طريق روان درماني فردي، خانوادگي و گروه درماني انجام مي شود. آموزش بايد شالوده برنامه هاي پرهيز و حمايت باشد. چون بيماري كه دلايل عقلاني پرداختن به مشكل سوءمصرف مواد را نمي فهمد انگيزه چنداني براي ترك نشان نمي دهد. براي برخي بيماران تجويز داروهاي ضداضطراب ممكن است در رفع كوتاه مدت نشانه هاي ترك مؤثر باشد. در برخي ديگر از بيماران مصرف حشيش ممكن است با اختلال افسردگي زمينه اي مربوط باشد كه به داروهاي ضدافسردگي خاص پاسخ دهد.



ه ) - اختلالات وابسته به كوكائين


كوكائين آلكالوئيدي است كه از بوته اريتروكسيلون كوكا استخراج مي شود. اين گياه جزو گياهان بومي امريكاي جنوبي است و بوميان امريكاي جنوبي برگ هاي آن را به منظور كسب اثرات تحريكي مي جوند. آلكالوئيد كوكائين اول بار در سال ۱۸۶۰ جدا شده و در سال ۱۸۸۰ به عنوان بي حس كننده موضعي مورد استفاده قرار گرفت. كوكائين هنوز هم به دليل اثرات منقبض كننده عروقي مخصوصاً در جراحي چشم، بيني و گلو به عنوان بي حس كننده موضعي به كار مي رود. در سال ۱۹۱۴ كوكائين به عنوان يك داروي مخدر طبقه بندي شد و در رديف هروئين و مورفين قرار گرفت چون اثرات اعتيادآور و عوارض آن مشخص شده بود.

سوءمصرف كوكائين و وابستگي به آن: از نظر باليني و عملي وابستگي به كوكائين يا سوءمصرف آن را در افرادي مي توان مطرح كرد كه قراين تغييرات غيرقابل توجيه شخصيت در آنها مشاهده مي شود. تغييرات شايع مربوط به مصرف كوكائين عبارتند از: تحريك پذيري، اختلال تمركز، رفتار تكانشي، بي خوابي شديد و كاهش وزن.
همكاران و اعضاي خانواده ممكن است متوجه ناتواني فزاينده و عمومي شخص در انجام تكاليف مورد انتظار در ارتباط با شغل و زندگي خانوادگي بشوند. بيمار ممكن است به دليل صرف مقدار زيادي پول براي تهيه كوكائين شواهد تازه در ناتواني براي پرداخت به موقع صورت حساب ها يا وام ها نشان دهد. مصرف كننده هاي كوكائين هر ۳۰ تا ۶۰ دقيقه خود را از محل كار يا موقعيت هاي اجتماعي كنار مي كشند تا در مكاني خلوت كوكائين استنشاق كنند. آنها به دليل اثرات منقبض كننده عروقي همواره دچار احتقان بيني هستند و ممكن است با اسپري هاي ضداحتقان اقدام به خوددرماني كنند.

مسموميت با كوكائين: كوكائين به دليل ايجاد احساس نشئه، سرخوشي، افزايش عزت نفس و ايجاد تصور كاذب مبني بر انجام بهتر تكاليف جسمي و رواني توسط فرد مورد استفاده قرار مي گيرد.

نشانه هاي مسموميت با دوزهاي بالاي كوكائين عبارتند از: سرآسيمگي، تحريك پذيري، اختلال قضاوت، رفتار جنسي بالقوه خطرناك و تكانشي، پرخاشگري، افزايش همه جانبه در فعاليت رواني- حركتي و احتمالاً نشانه هاي مانيا (شيدايي) نشانه هاي جسمي عمده عبارتند از: تاكي كاردي، افزايش فشارخون و اتساع مردمك.

نشانه هاي ترك كوكائين:
پس از قطع مصرف كوكائين يا بعد از مسموميت حاد، افسردگي پسامسموميتي يا فروريزي (crash) ظاهر مي شود كه با احساس ملال، فقدان احساس لذت، اضطراب، تحريك پذيري، خستگي، خواب آلودگي و گاهي سرآسيمگي همراه است. در موارد مصرف كم يا متوسط نشانه هاي ترك ظرف ۱۸ ساعت برطرف مي شود اما در مصارف زياد به گونه اي كه در وابستگي كوكائين ديده مي شود، نشانه هاي ترك ممكن است تا يك هفته طول بكشد و معمولاً ظرف ۲ تا ۴ روز به اوج مي رسد. طبق گفته برخي بيماران و بعضي گزارش هاي موردي سندرم هاي ترك كوكائين هفته ها و ماه ها طول كشيده اند. نشانه هاي ترك در بيمار ممكن است با افكار خودكشي همراه باشد. در حالت ترك، ميل شديدي به مصرف كوكائين در بيمار وجود دارد زيرا فرد مي داند كه مصرف كوكائين نشانه هاي ناخوشايند ترك را از بين مي برد. افرادي كه نشانه هاي ترك كوكائين را تجربه مي كنند اغلب با مصرف الكل، داروهاي رخوت زا، خواب آور يا ضداضطراب نظير؛ ديازپام اقدام به خوددرماني مي كنند.

روشهای درمان بیماری

پرهيز و حمايت
مصرف كنندگان كوكائين اغلب داوطلبانه براي درمان مراجعه نمي كنند. تجربه آنها از كوكائين مثبت تر و اثرات منفي آن از ديدگاه ايشان كمتراز آن است كه جستجوي درمان را ايجاب كند. مانع عمده درمان اختلالات وابسته به كوكائين، ميل شديد مصرف كننده به كوكائين است. ممكن است بالينگر مجبور شود براي دور نگه داشتن بيمار از زمينه اجتماعي معمول كه درآن فرد كوكائين تهيه و مصرف مي كرده است بيمار را به طور نسبي يا كامل بستري كند. درمان پيشگيري از عود (RTP) نوعي روش درماني مبتني بر فنون شناختي- رفتاري است كه در كنار بستري يا درمان سرپايي با هدف فقط پرهيز در بيمار اعمال مي شود. مداخله روانشناختي معمولاً با استفاده از روش هاي فردي، گروهي و خانوادگي صورت مي گيرد.


و ) - اختلالات وابسته به مواد توهم زا


داورهاي توهم زا مواد طبيعي يا مصنوعي هستند كه داروهاي روانپريشي زا (psychedelics) يا مقلد سايكوز نيز ناميده مي شوند، چون علاوه بر ايجاد توهم موجب قطع تماس با واقعيت و بسط و گسترش هشياري مي شوند.
توهم زا هاي طبيعي كلاسيك عبارتند از: پسيلويبين (كه از برخي قارچ ها به دست مي آيد) و مسكالين (كه از كاكتوس پيوت استخراج مي شود). ساير توهم زاهاي طبيعي عبارتند از هارمين، هارمالين، ايبوگائين و دي متيل تريپتامين (DMT). توهم زاي كلاسيك مصنوعي LSD (ليسرژيك اسيد دي اتيلاميد) است.
شروع اثر LSD ظرف يك ساعت روي مي دهد، طي ۲ تا ۴ ساعت به اوج رسيده، ۸ تا ۱۲ ساعت طول مي كشد. اثرات مقلد سمپاتيك LSD عبارتند از: لرزش، تاكي كاردي، افزايش فشارخون، هيپرترمي، تعريق، تاري ديد و اتساع مردمك. همراه با مصرف مواد توهم زا ممكن است افزايش فشارخون يا هيپرترمي باعث آسيب قلبي يا عروق مغزي شده و مرگ عارض شود. مرگ همچنين ممكن است بر اثر آسيب ديدگي جسمي متعاقب اختلال قضاوت ايجاد شود (مثلاً متعاقب اختلال قضاوت در رانندگي يا توانايي پرواز). اثرات روانشناختي، معمولاً به خوبي تحمل مي شود اما اگر شخص قادر به يادآوري تجربيات خود نباشد يا نتواند تشخيص دهد كه اين تجارب ناشي از مصرف مواد است، ممكن است از احتمال شروع جنون دچار ترس شود.
با مصرف مواد توهم زا ادراك معمولاً بسيار روشن و عميق مي شود. رنگ و جنس غني تر به نظر مي رسد طرح ها واضح مي شوند، موسيقي از نظر هيجاني عميق و تاثير بيشتري پيدا مي كند، بو و مزه ها قوي تر مي شوند. جابه جايي حسي شايع است و بيمار ممكن است رنگ ها را بشنود و صداها را ببيند. تصوير ذهني شخص از خود، درك زمان و مكان نيز ممكن است تغيير كند. توهمات، معمولاً بينايي و اغلب به صورت اشكال و نقش هاي هندسي است اما توهمات سمعي و لمسي نيز گاهي بروز مي كند. هيجانات به صورتي غيرعادي شدت يافته، غالباً تغييرات ناگهاني پيدا مي كنند. ممكن است دو احساس ظاهراً متضاد با هم تجربه شوند. تلقين پذيري شدت يافته و حساسيت يا بي تفاوتي نسبت به ديگران ممكن است ظاهر شود. ساير خصوصيات شايع عبارتند از: آگاهي ظاهري از اعضاي داخلي بدن، زنده شدن خاطرات فراموش شده گذشته هاي دور، آزاد شدن محتويات ناخودآگاه به شكل نمادين و پسرفت و تجربه مجدد حوادث گذشته دور از جمله تولد.
انديشه هاي درون نگرانه، احساسات مذهبي و نگرش هاي فلسفي شايع است. احساس فرد از خود شديداً دچار تغيير شده و تاحد مسخ شخصيت، پيوستن با جهان خارج، جدايي روح از تن پيش مي رود.

روشهای درمان بیماری

پرهيز و حمايت
مسموميت با مواد توهم زا در گذشته از طريق حمايت روانشناختي در مدت باقيمانده تأثير ماده توهم زا يا اصطلاحاً آرامبخشي كلامي درمان مي شد. اين روش وقت گير است و باتوجه به بي ثباتي افراد دچار هذيان ناشي از مواد توهم زا، ممكن است خطرناك باشد. بنابراين درمان انتخابي مسموميت با اين مواد، تجويز ۲۰ ميلي گرم ديازپام خوراكي است. اين دارو ظرف ۲۰ دقيقه تجربه lsd و هر گونه حمله هول مرتبط با آن را متوقف مي كند و نسبت به آرامبخشي كلامي كه چند ساعت طول مي كشد يا تجويز داروهاي آنتي سايكوز ارجحيت دارد.


س ) - اختلالات مربوط به مواد استنشاقي


ختلالات مربوط به مواد استنشاقي شامل سندرم هاي رواني ناشي از مصرف حلال ها، چسب ها و مواد چسباننده، مواد مولد فشار در آئروسل ها، تينر موجود در رنگ و انواع سوخت مي باشد. نمونه هاي خاص اين مواد عبارتند از: بنزين، پاك كننده هاي لاك، سوخت فندك، چسب هواپيما، سيان لاستيك، پاك كننده ها، رنگ اسپري، نرم كننده كفش و لاك غلط گير.
بيشتر افراد احتمالاً مواد استنشاقي را براي مدتي كوتاه مورد استفاده قرار داده اند اما الگوي مصرف دراز مدت كه به وابستگي و سوءمصرف منجر شود پيدا نمي كنند. با اين حال وابستگي و سوءمصرف مواد استنشاقي روي مي دهد.
در ملاك هاي تشخيص مسموميت با مواد استنشاقي وجود تغييرات غيرانطباقي رفتاري و حداقل دو نشانه جسماني تصريح شده است. مسموميت غالباً با بي حالي، كاهش عملكرد شغلي و اجتماعي، اختلال قضاوت و رفتار پرخاشگرانه يا تكانشي مشخص مي شود و ممكن است با تهوع، بي اشتهايي، نيتاگموس، ضعيف شدن رفلكس ها و دوبيني همراه باشد. درصورت مصرف دوزهاي بالا به مدت طولاني حالت عصبي مصرف كننده ممكن است تا بهت و بي هوشي پيش رود و شخص ممكن است بعداً دوره مسموميت را به ياد نياورد. گاهي مي توان مصرف اخير مواد استنشاقي را با مشاهده بثورات اطراف دهان و بيني بيمار، بوي غيرعادي تنفس، بقاياي مواد استنشاقي روي صورت، دست ها يا لباس بيمار و تحريك چشم ها، گلو، ريه و بيني او تشخيص داد.
مواد استنشاقي در دوزهاي پايين ممكن است باعث مهارگسيختگي شده، به احساس سرخوشي، تهييج و غوطه ورشدن منجر شوند و احتمالاً به خاطر همين اثرات است كه مورد استفاده قرار مي گيرند. مقادير بالاي مواد استنشاقي ممكن است موجب علايم روانشناختي ديگري شوند كه عبارتند از: ترس، خطاهاي حسي، توهمات شنوايي و بينايي و احساس دگرگوني در اندازه هاي بدن. علايم عصبي ممكن است شامل تكلم جويده، كاهش سرعت تكلم و آتاكسي باشد. مصرف دراز مدت ممكن است با تحريك پذيري، بي ثباتي هيجاني و اختلال حافظه همراه باشد. تحمل نسبت به مواد استنشاقي پديد مي آيد و قطع مصرف آن موجب سندرم ترك مواد استنشاقي مي شود. سندرم ترك شايع نيست اما وقتي روي دهد با اختلال خواب، تحريك پذيري، نگراني، تعريق، تهوع، استفراغ، تاكي كاردي و گاهي هذيان و توهم همراه است.

روشهای درمان بیماری

پرهيز و حمايت
در مسموميت با مواد استنشاقي مانند مسموميت با الكل معمولاً نيازي به توجه طبي نيست و خود به خود برطرف مي شود اما اثرات مسموميت مانند اغما، اسپاسم برونش ها، اسپاسم حنجره، آريتمي هاي قلبي، ضربه يا سوختگي به درمان نياز دارند. درغيراينصورت موارد مراقبت عمدتاً شامل اطمينان بخشي، حمايت آرام و توجه به علايم حياتي و سطح هوشياري است.

ش ) - اختلالات مربوط به مواد شبه افيوني - اپيوئيد


مواد شبه افيوني (اپيوئيد) دست كم از ۳۵۰۰ سال پيش و اكثراً به شكل ترياك خام در محلول هاي الكلي ترياك به كار رفته اند. نخستين بار مورفين در سال ۱۸۰۶ و كدئين در سال ۱۸۳۲ از ترياك جدا شدند. واژه هاي opiate (افيون) و opioid (شبه افيون) از واژه opium (ترياك) گرفته شده است كه به معناي عصاره خشخاش است و حاوي تقريباً ۲۰ نوع آلكالوئيد و از جمله مورفين است. هروئين رايج ترين ماده افيوني مورد سوءمصرف است كه قابليت انحلال و قدرت اثر آن از مورفين بيشتر است. به دليل همين خواص هروئين از سرخوني - مغزي عبور مي كند و اثري سريعتر از مورفين دارد.
مواد افيوني را مي توان از راه دهان، انفيه بيني، تزريق وريدي يا زير جلدي مصرف كرد. مواد افيوني به دليل اثرات نشئه آور كه در مصرف كننده ايجاد مي كنند، از لحاظ ذهني اعتيادآور هستند. نشانه هاي همراه عبارتند از احساس گرما، سنگيني اندام ها، خشكي دهان، خارش صورت (به خصوص بيني) و برافروختگي صورت. در پس سرخوشي اوليه، يك دوره حالت رخوت پيدا مي شود كه در اصطلاح معتادين چٌرت ( nodding ) ناميده مي شود. در كساني كه تجربه اي با مواد افيوني نداشته اند، اين مواد ممكن است حالت ملال، تهوع و استفراغ ايجاد كنند. علايم ترك مواد افيوني عبارتند از: كرامپ هاي شديد عضلاني و دردهاي استخواني، اسهال شديد، كرامپ هاي شكمي، آبريزش از بيني، اشك ريزش، سيخ شدن موها، خميازه كشيدن، تب، اتساع مردمك، افزايش فشارخون، تاكي كاردي و بي نظمي حرارت بدن. ميل شديد براي مواد افيوني ممكن است تا ماه ها پس از ترك دوام يابد. خصوصيات همراه ترك مواد افيوني عبارتند از: بي قراري، تحريك پذيري، افسردگي، لرزش، ضعف، تهوع و استفراغ

روشهای درمان بیماری
متادون در حال حاضر داروي استاندارد انتخابي براي درمان وابستگي به مواد افيوني است. متادون به جاي داروي مورد مصرف معتادين به آنها داده شده و موجب فرونشيني علايم ترك مي شود. طول مدت تاثير متادون از ۲۴ ساعت تجاوز مي كند. بنابراين يك دوز واحد روزانه كفايت مي كند. درمان نگهدارنده با متادون تا زماني تجويز مي شود كه بتوان بيمار را از متادون كه خود اعتيادآور است بازگرفت. روان درماني انفرادي، رفتار درماني، رفتار درماني شناختي، خانواده درماني، گروه هاي حمايتي (نظير معتادين گمنام) و آموزش مهارت هاي اجتماعي همگي ممكن است در بيماران خاص موثر باشند.