اختلال افسردگی اساسی  /  تک قطبی


اختلال افسردگی اساسی یکی از شایع‌ترین تشخیص‌های روانپزشکی است که مشخصه آن خلق افسرده و با احساس غمگینی، اعتماد به نفس پایین و بی‌علاقگی به هر نوع فعالیت و لذت روزمره مشخص می‌شود؛ چیزی که از آن به عنوان "سرماخوردگی روانی" یاد می‌شود. افسردگی مجموعه‌ای از حالات مختلف روحی و روانی است که از احساس خفیف ملال تا سکوت و دوری از فعالیت روزمره بروز می‌کند. افسردگی اساسی واژه‌ای است که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا جهت مجموعه‌ای از علایم اختلال خلق برای DSM-III در سال ۱۹۸۰ به کار رفت و پس از آن عمومیت یافت. افسردگی اساسی منجر به از کارافتادگی قابل توجه فرد در قلمروهای زندگی فردی و اجتماعی و اشتغال می‌شود و عملکردهای روزمره فرد همچون خوردن و خوابیدن و سلامتی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد.


علل بروز
علل زیست شناختی

    ژنتیک: شیوع افسردگی در دوقلوهای تک‌تخمکی ۶۵ درصد و در سایر دوقلوها ۱۴-۱۹ درصد است که نقش عامل‌های ژنتیک را مشخص می‌کند. محققین چند ژن را که ممکن است با اختلالات دو قطبی مربوط باشند را مشخص کرده‌اند، آنان به دنبال ژن‌هایی می‌گردند که با سایر اشکال افسردگی مرتبط باشند. اما همه افرادی که سابقه فامیلی افسردگی را دارند به این اختلال دچار نمی‌شوند.(۲)
    سروتونین و سایر نوروترانسمیترها: وجود اختلال نوروترانسمیتری در سطح سیناپس‌ها را در بیماران افسرده مشاهده کرده‌اند. علاوه بر سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین در بیماران افسرده اختلال دارند.
    داروها: استفاده طولانی مدت از برخی داروها مانند داروهایی که جهت کنترل فشار خون استفاده می‌شوند، قرصهای خواب یا قرصهای پیشگیری از بارداری می‌توانند علائم افسردگی را در بعضی افراد ایجاد کنند. مصرف قرص‌های ضد بارداری تأثیر مستقیم در افسردگی زنان دارد[نیازمند منبع].
    بیماریها: ابتلا به یک بیماری مزمن، مثل بیماری قلبی، سکته مغزی، دیابت، سرطان و آلزایمر یا میگرن باعث می‌شود که فرد در خطر بیشتری برای افسردگی قرار بگیرد. مطالعات، یک ارتباط ثابت نشده بین افسردگی و بیماری قلبی را نشان می‌دهند[نیازمند منبع]. افسردگی در بسیاری افرادی که حمله قلبی داشته‌اند اتفاق می‌افتد. افسردگی درمان نشده می‌تواند شما را در خطر بیشتری برای مرگ در سال‌های اول پس از سکته قلبی قرار دهد. ابتلا به کم‌کاری تیروئید حتی اگر خفیف باشد هم می‌تواند باعث بروز افسردگی شود.(۳)

علل روانی اجتماعی (psychosocial)

    استرس: وقایع پراسترس زندگی، به ویژه از دست دادن یا تهدید به از دست دادن یک فرد محبوب یا شغل می‌تواند محرک افسردگی باشد.
    عوامل اجتماعی: نارضایتی از جامعه و عوامل روانی مرتبط با اجتماع نیز می‌توانند نقش داشته باشند.
    شخصیت: صفات شخصیتی خاصی مانند اعتماد به نفس پایین و وابستگی شدید، بدبینی و حساسیت در برابر استرسها می‌تواند فرد را مستعد افسردگی نماید. شخصیتی وسواسی، منظم و جدی، کمال‌گرا، یا شدیداً وابسته نیز احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش می‌دهند.
    شکست در زندگی: شکست در کار، ازدواج، یا روابط با دیگران می‌تواند باعث بروز افسردگی شود، مرگ یا فقدان یکی از عزیزان، از دست دادن یک چیز مهم (شغل، خانه، سرمایه)، تغییر شغل یا نقل مکان به یک جای جدید، انجام بعضی از اعمال جراحی مثل برداشتن پستان به علت سرطان، گذر از یک مرحله از زندگی به مرحله‌ای دیگر، مثلاً یائسگی یا بازنشستگی. (۴)
    بیماری‌های روانی:اضطراب، عقب‌افتادگی ذهنی، فراموشی، اختلال خوردن و سوء مصرف مواد.

شیوع

شیوع بیماری در زنان دوبرابر مردان است. در مردان میزان ابتلا ۵-۱۲ درصد و در زنان ۱۴-۱۹ درصد است. سن بروز بیماری در حدود ۳۰ سالگی است.

علائم
محتوی تفکر

۶۰ درصد بیماران افسرده فکر خودکشی دارند و ۱۵ درصدشان دست به خودکشی می‌زنند. حس نافذ نومیدی، احساس گناه به خاطر چیزهای کم‌اهمیت یا خیالی، احساس بی‌ارزشی و توهمات و هذیانهای نیست‌انگارانه و نشخوار ذهنی وسواسی در بسیاری از آن‌ها آشکار است.

نظام حسی

حواس پرتی، دشواری در تمرکز، اختلال حافظه، گیجی و گاه اختلال در تفکر انتزاعی (به‌ویژه در سالمندان) شایع است.

وضعیت ظاهری

غمگینی، گریه بی‌دلیل، از دست دادن علاقه و ناتوانی از لذت بردن، بی‌حالی و خستگی، بی‌قراری، زودرنجی، مشکلات خواب (شامل دشواری در خوابیدن، خواب زیاد و ناراحت) زیاد مشاهده می‌شود.

کندی یا برعکس تحریک پذیری روانی حرکتی و بی‌توجهی به ظاهر شخصی بسیار شایع است. تکلم خودانگیخته کم یا به کلی غایب است. مکث‌های طولانی در کلام، استفاده از واژگان تک‌سیلابی و صدای آهسته و یکنواخت از ویژگی‌های گفتاری معمول است.
ملاک های DSM-IV-TR در مورد افسردگي اساسي

الف) حداقل پنج تا از علايم زير همزمان در يك دوره ي دو هفته اي وجود داشته باشد و نشانه ي تغييري در كاركرد قبلي باشد؛ حداقل يكي از علايم يا (١) خلق افسرده باشد،يا (٢) بي علاقگي و بي لذتي.

    نكته: علايمي را كه به وضوح از بيماري طبي عمومي ناشي شده است و نيز هذيانها و توهمهاي ناهماهنگ با خلق را منظور نكنيد.

    خلق افسرده دراكثر اوقات روز و تقريباً همه روزها ، چه طبق گزارش خود بيمار از احساس ذهنيش ( مثلاً احساس كند غمگين است، يا احساس پوچي كند)، چه طبق مشاهده ي ديگران(مثلاً بگويند گريان به نظر مي رسد). نكته: در اطفال و نوجوانان مي تواند به صورت خلق تحريك پذير ( irritable) باشد.
    کاهش واضح علاقه‌مندی یا لذت بردن از همه یا تقریباً همه ي فعاليت ها، اكثر اوقات روز و تقريبا همه روزها(چه طبق گزارش خود بيمار از احساس ذهنيش ، چه بنا بر مشاهدات ديگران).
    كاهش چشمگير وزن بدون اجراي برنامه (رژيم) خاصي براي لاغري،يا افزايش وزن(مثلاً تغيير وزن بدن بيش از پنج درصد در عرض يك ماه)، يا كاهش يا افزايش اشتها تقريباً همه ي روزها. نكته: در كودكان نرسيدن به وزن قابل انتظار را بايد در نظر گرفت.
    كم خوابي يا پر خوابي به طور تقريباً هر روزه.
    سرآسيمگي يا كندي رواني-حركتي در تقريبا همه روزها ( براي ديگران مشهود باشد،نه اينكه فقط خود بيمار احساس ذهني بي قراري يا كند شدن را گزارش كند).
    احساس خستگي يا از دست دادن انرژي تقريبا همه روزها.
    احساس بي ارزشي يا احساس گناه مفرط يا نا متناسب( كه حتي ممكن است هذياني باشد) تقريبا هر روز ( صرف ملامت نفس يا احساس گناه به خاطر بيمار بودن كافي نيست).
    كاهش قدرت تفكر يا تمركز ، يا احساس بلاتصميمي، تقريباً هر روز ( چه طبق گزارش بيمار از احساس ذهني خود،چه بنا بر مشاهده ديگران).
    افكار عود كننده درباره مرگ( نه فقط ترس از مردن)، فكر مكرر خودكشي بدون هيچ نقشه خاصي،اقدام به خودكشي، يا داشتن نقشه اي معين براي انجام خودكشي.

ب) علايم مذكور واجد ملاك هاي دوره مشترك نباشد.

پ) علايم از نظر باليني رنج و عذاب چشمگيري براي بيمار ايجاد كرده باشد و يا كاركردهاي او را در حوزه هاي اجتماعي، شغلي،يا ساير حوزه هاي مهم زندگي مختل كرده باشد.

ت) علايم ربطي به اثرات جسمي مستقيم يك ماده( مثلاً ماده اي كه مورد سوء مصرف قرار مي گيرد، يا دارو) يا يك بيماري طبي عمومي ( مثل كمكاري تيروييد) نداشته باشد.

ث) داغديدگي، توجيه بهتري براي علايم نباشد، يعني به دنبال از دست رفتن فرد محبوب، علايم بيش از دو ماه طول كشيده باشد، يا مختل شدن واضح كاركردها، اشتغال ذهني شديد با احساس بي ارزشي، فكر خودكشي ، علايم روانپريشي، يا كندي رواني- حركتي به شكل مشخص وجود داشته باشد.

خصوصیات مرتبط با سن

افسردگی در سنین مختلف ممکن است خصوصیات متفاوتی داشته باشد. در دوران پیش از بلوغ شکایات جسمی، توهمات شنوائی (شنیدن صداهای ناموجود)، اضطراب و انواع فوبی‌ها بیشتر دیده می‌شود. در نوجوانی سوءمصرف مواد، رفتارهای ضداجتماعی، مسائل مربوط به مدرسه (فرار از مدرسه، مشکلات تحصیلی) و عدم رعایت بهداشت و در سالمندی فراموشی، حواس‌پرتی و نقص‌های شناختی (مانند اختلالات حافظه و گیجی) بیشتر مشاهده می‌شود.

خصوصیات پیوسته

ناراحتی‌های جسمانی نیز در بیماران بیشتر دیده می‌شود و ممکن است افسردگی را بپوشاند و بسیاری اوقات علل روانی دارد. سردرد، اختلالات گوارشی، یبوست، شکایات قلبی و ادراری-تناسلی از جمله آن‌ها هستند.

درمان

درمان‌های ضدافسردگی را می‌توان به دو دسته کلی دارویی و غیردارویی تقسیم کرد. اثربخشی هر دو این درمان‌ها در مطالعات فراوانی مشاهده شده‌است. در موارد شدید استفاده از داروهای ضد افسردگی بهترین گزینه‌است. این داروها در دهه‌های اخیر از نظر کمی و کیفی رشد فراوانی داشته‌اند به شکلی که امروزه دیگر فاقد عوارض شدید و ناتوان‌کننده هستند. رواندرمانی‌های شناختی-رفتاری و در برخی موارد تحلیلی نیز در درمان افسردگی موثر هستند. در موارد خفیف‌تری که هنوز افسردگی در حد یک اختلال ظاهر نشده‌است، انجام کارهایی برای کاهش فشار و استرس از جمله خرد کردن کارهای بزرگ به کارهای کوچک، حق تقدم (برای) برخی (کارها) قرار دادن و انجام دادن هرآنچه که می‌توانید به همان اندازه که می‌توانید، ورزش معتدل (ملایم)، رفتن به یک سینما، شرکت کردن در یک (مراسم) مذهبی، اجتماعی، یا سایر فعالیتهایی که ممکن است به شما کمک کنند، صحبت و همنشینی با دوستان و خانواده، خودداری از مصرف الکل، برخورداری از رژیم غذایی متعادل و کم‌چرب، مثبت‌اندیشی، تماشای فیلم‌های خنده‌دار و شاد، رفتن به مسافرت، سهیم شدن در فعالیت‌هایی که می‌تواند مفید باشد و احساس بهتری برای شما به‌وجود بیاورد. (۵).نوروفیدبک (neurofeedback)و تحریک مغناطیسی مغز از روش های جدید در درمان افسردگی است.

انواع

    اختلال عاطفی فصلی نوعی افسردگی است که با کوتاه‌شدن روزها در فصل پائیز و زمستان سر رسیده و در بهار و تابستان از بین می‌رود
    افسردگی پس از زایمان نوعی افسردگی که به فاصله کوتاهی پس از زایمان و بیشتر در زنهایی که از ناراحتی‌های روانی پیشین رنج می‌برده‌اند، ظاهر می‌شود.

از انواع دیگر افسردگی می توان به موارد زیر اشاره کرد: افسردگی عمده، افسردگی جزیی، افسردگی سایکوتیک .